کد خبر: ۹۶۰۴۷
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۸
جهاد تبیین در حوزه دفاع مقدس بر پنج پایه استوار است، نخست، ضرورت و اهمیت موضوع، دوم، جهت گیری و رویکرد به موضوع، سوم، محتوا، چهارم، روش­ها و ابزارها و پنجم، وظایف و مسئولیت‌­ها.

روشنگری؛ هدف اصلی جهاد تبیین دفاع مقدس

31شهریور 1401، کشور در آستانه ورود به چهل و سومین سال جنگ از آغاز آن و سی ­و پنجمین سال جنگ از پایان آن است. در دوران پرفراز و نشیب پس از جنگ که مردم و کشور با سختی‌­ها و دشواری های بسیاری رو­به­رو شدند، این درگیری مردم در یک حماسه گسترده تاریخ ساز بود که دل و جان همه را برافروخته می کرد و سبب تحمل سختی ها می شد.

در ایام جنگ، فرزندان ملت سلحشور ایران عزیز در جنگی نا برابر و مظلومانه در برابر ارتش متجاوز بعث که توسط دو ابر قدرت شرق و غرب و هم‌پیمانانشان حمایت می­‌شد، ایستادند و با مقاومت و مجاهدت مثال زدنی مانع از دست یابی آنان به اهداف پلیدشان شدند.

عزت و افتخار آفرینی اینان به صورت پشتوانه سلاحشان بود و چنان کام مستکبرین و ایادیشان را تلخ کرد که پس از جنگ نیز حاضر نشدند ملت ایران را به حال خود رها کنند.

لذا با اعمال فشارها، تحریم ها و ایجاد بحرانهای گوناگون در حوزه­های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی، جنگ­های متنوع دیگری را بر ملت ایران تحمیل کردند که تنها سربازها و ابزارهایش متفاوت بود. با این همه مردم با بصیرت ایران همانگونه که بحران جنگ را با رهبری مقتدرانه امام خمینی (ره) پشت سر گذاشتند، از بحرانهای بعدی نیز با رهبری امام گونه حضرت آیت­الله خامنه­ای (مدظله العالی) و با اسم رمز مقاومت یکی پس از دیگری عبور کردنه و خواهند کرد.

اینک در هفته دفاع مقدس بار دیگر خاطرات حماسی- عرفانی آن دوران با شکوه و بی بدیل یادآوری شد و همانگونه که مقام معظم رهبری در ملاقات با پیشکسوتان و فرماندهان جنگ هشت­ساله گفتند، با گذشت زمان، ابعاد و حقایق دفاع مقدس بیشتر و بهتر قابل درک می­شود. از جمله این حقایق تبدیل جنگ هشت ساله از تهدیدی قطعی و بزرگ که نتیجه سیاست راهبردی امپراطوری نظام سلطه در دشمنی با جمهوری اسلامی و ملت ایران به شمار می­رفت، به فرصتی بزرگ بود. (بیانات رهبر معظم انقلاب، 30/06/1401) ایشان در ادامه سخنان روشنگرانه خود، شور انگیز خواندن حقیقت دفاع مقدس را وابسته به سه متغیر قدرت جوشان انقلاب، رهبری بسیار مؤثر امام و خصوصیات فاخر و برجسته ملت ایران دانستند و هشدار دادند که ابعاد این دفاع ماندگار هنوز برای مردم ناشناخته است و باید برای تبیین آن کار شود. بنابراین، شمول جهاد تبیین که از رهنمودهای سال گذشته ایشان است باید دفاع مقدس را نیز در بر گرفته و تمامی دست اندرکاران مراکز علمی، مطالعاتی و تحقیقاتی زیرساخت­ها و زمینه­های این اقدام ضروری را فراهم سازند. مؤسسه اندیشه ناب که از زمان تأسیس آن دیر زمانی می گذرد، رسالت خود را تبیین دفاع مقدس در قالب تاریخ­نگاری جنگ قرار داده است، ضمن تبریک سالگرد دفاع مقدس به مردم سربلند و سر فراز ایران، آمادگی خود را جهت تداوم این امر خطیر ، تبیین ابعاد و مولفه های دفاع ماندگار ملت ایران اعلام می­کند و وظیفه خود می­داند که این امر مهم را در حد شایسته مورد اهتمام قرار دهد.

در ادامه و در راستای تحقق رسالت فوق، موسسه اندیشه ناب، نخستین شماره یادداشت های نگاه خود را به تبیین خواسته ایشان در حوزه دفاع مقدس اختصاص داده است.

این یادداشت که به قلم علیرضا عندلیب منتشر شده در ادامه امده است:

روشنگری هدف اصلی جهاد تبیین دفاع مقدس

بعد از طرح موضوع جهاد تبیین از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، تاکنون اظهار نظرها و دیدگاههای مختلفی در این باره مطرح شده است. این نقطه نظرات عمدتاً ناظر به طرح موضوعات کلی و بیان ضرورت انجام کار می باشد. بدیهی است چنانچه مقصود مواجهه هوشمندانه و فعال با این مهم باشد و جنبه تزئینی و تشریفاتی مبتنی بر اقدامات صرفاً کمیت‌گرا مدنظر  نباشد، لازم است پیش از هر اقدامی مبانی اندیشه، بینش و نگرش به موضوع "جهاد تبیین" بویژه در حوزه دفاع مقدس مطرح و درباره آن بحث و گفتگو شود.

به همین جهت، به نظر می رسد جهاد تبیین در حوزه دفاع مقدس بر پنج پایه استوار است. نخست، ضرورت و اهمیت موضوع، دوم، جهت گیری و رویکرد به موضوع، سوم، محتوا، چهارم، روش­ها و ابزارها و پنجم، وظایف و مسئولیت­ها. در این نوشته ابتدا وضع موجود حاصل از تحلیل اقدامات انجام شده و در دست اقدام متولیان امر بیان گردیده و پس از آن محورهای پنجگانه در قالب پرسش های اساسی که با مفاهم مرتبط می باشد آورده شده است. سپس نتایج آسیب شناسی وضع موجود منتهی به بخش پایانی مقاله یعنی "اصول پنجگانه جهاد تبیین دفاع مقدس" که حاصل مطالعات و نظر نگارنده می باشد اختصاص یافته است.

برای مطالعه مشروح این نگاه به "گاهنامه دفاع ماندگار" شماره یک، توسط موسسه اندیشه ناب با عنوان: پرسش های اساسی جهاد تبیین دفاع مقدس رجوع نمایید.

تحلیل وضع موجود

موضوع تبیین و روشنگری جزء اتفاقاتی است که از دوران دفاع مقدس در هر عرصه، صحنه و مقطعی با آن مواجه بوده ایم؛ امّا امروزه به واسطه ی اینکه تمرکز دشمن در این صحنه است، رویاروئی با آن هم باید متناسب با آن باشد. باید اذعان کرد که شکل فعلی مواجهه جریانات و مجموعه های دارای مسئولیت که در این عرصه نقش آفرینی دارند، چه بخش های حاکمیتی و چه بخش های مردمی، سنخیتی متناسب با تلاش دشمن ندارد. اتفاقی که در این صحنه ها مشاهده می شود، حرکتی عادی برای موقعیت های عادی است و به همین دلیل برای رسیدن به هدف کافی نیست. رهبر معظم انقلاب هم نسبت به تبلیغات، حرکت رسانه ای و مواجهه ی با شبهات در بخش های مختلف صراحتاً به عدم کفایت حرکت های فعلی اشاره می کنند که نیازمند حرکتی جهادی است. معنای جهاد، بذل وسع و به کارگرفتن تمام توان است. نگاه عادی و طبیعی و حرکت های معمولی اداری قطعاً پاسخ نمی دهد. این میدان نیازمند حرکتی تحولی، انقلابی، جدی، جهادی و تبیینی است.

چنانچه یکی از مهم ترین وظایف تبیین را پاسخ منطقی رفتار و تصمیمات، طرح ها و برنامه ها در دفاع مقدس بدانیم، در این صورت روشن می شود به دلیل ضعف هائی که تاکنون داشته ایم، نیازمند جهادی عمیق و کوششی پایدار و مستمر هستیم. ما در تبیین دفاع مقدس باید بتوانیم در حوزه توصیف و تحلیل، استدلال های منطقی داشته باشیم تا بتواند به آیندگان اثبات کنیم چگونه با دست خالی و شهادت بهترین فرزندان این مملکت از تمامیت ارضی و نوامیس کشور دفاع کردیم. در این تبیین باید بتوانیم منطق اثبات قدرت و اقتدار نظام را در قبولاندن قرارداد 1975 به رژیم بعث عراق با اتکای به توانمندی های خودمان، منتقل کنیم، همان چیزی که پیش از این با زور و فشار ابرقدرت ها به عراق تحمیل شده بود.

باید بپذیریم که تاکنون صرفا بر اساس مسائل عاطفی، هیجانی و احساسی جنگ (که در جای خود لازم است) با نسل جدید مخاطبین گفتگو کرده ایم، در حالی که نسل امروز به دنبال منطق و استدلال است و ما باید با این زبان با او تعامل کنیم. بنابراین آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم، کاربرد روحیه جهادی در یک امر منطقی و استدلالی است. ما باید بر کاربرد مفهوم جهاد در تبیین دفاع مقدس تاکید کنیم.

پرسش­های اساسی جهاد تبیین دفاع مقدس

مهم ترین پرسش دغدغه ­مندان دفاع مقدس آن است که جهاد تبیین در حوزه دفاع مقدس چگونه محقق می­شود و ما در این جهاد چه وظیفه­ای داریم؟

در توضیح پرسش­ اصلی و روشن شدن ابعاد آن، پرسش­های فرعی دیگری مطرح می­شود که به طور مختصر به طرح آنها پرداخته می شود:

آیا باید توان موجود مصروف به تمرکز بر "ضرورت­ها و فوریت­ها" یا "مهم ها و با اهمیت ها" باشد و یا اصولا در یک فضای عادی همه مسائل را به طور یکسان مطرح کنیم؟
آیا ما یک "نظام مدیریتی یکپارچه" در این جهاد داریم؟ به عبارت دیگر، آیا از قدرت هدایت و رهبری سازمانی (که نگاه به درون سازمان های مؤثر دارد) و آگاهی به محیط و میدان عمل (که نگاه به بیرون دارد) و توانایی اقدام (که معطوف به تعامل درون سازمانی و برون سازمانی این نظام مدیریتی است) برخورداریم؟
آیا در نظام هدایت و راهبری جهاد تبیین، از "انسجام نظری، رویکردی، تیمی و کارکردی" لازم که معطوف به "اهداف و افق­های روشن و مشخص" باشد برخورداریم؟ به عبارت دیگر، آیا میان بینش، منش دانش، روش و کنش متولیان امر همسویی لازم وجود دارد؟

آیا "اطمینان بخشی و اعتماد سازی" لازم در مخاطبان و مشتریان جامعه در پذیرش چگونگی روایت و تبیین ایجاد کرده ­ایم؟

آیا این امر یک پروژه کوتاه مدت است که می­شود سریعاً به هدف رسید؟

آیا در این امر توجه­ ها باید صرفاً معطوف به کارهایی باشد که انجام می­دهیم یا کارهایی که نباید انجام دهیم را نیز باید مورد توجه قرار داد؟ در واقع تا چه اندازه بر این امر آگاهیم که اقدامات ما در کدامیک از گروه اقدامات قرار می­گیرد: اول، اقدامات "ایجایی و کنشی" (معطوف به جریان سازی) دوم، اقدامات "پدافندی و واکنشی" (در برابر تهاجمات) و سوم، اقدامات "پرهیزی" (اقداماتی­که نباید انجام داد).

آیا شناخت کافی از "مسیرمان"، "ایستگاههای اصلی" و "سرعت گیرها"ی آن را پیدا کرده­ایم که بتوانیم با تأمل از آنها عبور کنیم؟ (سرعت گیرهایی مثل اختلاف برداشت­ها، فاصله­های دوستی، کم رنگ شدن ارزش­ها و ...)

آیا برنامه های مورد نظر در جهاد تبیین از دو ویژگی "پیوستگی" (تداوم بخشی) و "تکامل بخشی" (بهبود مستمر و افزونگی) اقدامات و دست­آوردها برخوردار است؟

آیا شناخت کافی از "فرآیند چندعاملی" جهاد تبیین در دفاع مقدس داریم؟ به عبارت دیگر، آیا از ماهیت موضوعات فرابخشی، بین دستگاهی، پیچیده و نیازمند به اقدامات متنوع و متفاوت با بهره­گیری از تمام ظرفیت­ها و امکانات با خبریم؟ در واقع، آیا متوجه هستیم انجام اقدامات جهاد تبیین در دفاع مقدس، جریانی دستوری و خطی نیست، بلکه چرخه­ای از ارزیابی، بازبینی و اقدام به صورت پیوسته و مداوم، تعاملی و اقناعی است؟

آیا سبک مدیریتی جهاد تبیین در حوزه دفاع مقدس می­تواند از جنس آزمون و خطا باشد؟ در حالی که مخاطب و محور کار آن "انسان"، "جامعه" و در یک کلام "مردم" است؟

آیا تا چه حد به سه پایه اصلی "سبک مدیریتی" جهاد تبیین در دفاع مقدس شامل، "پیدایی" (شفاف سازی اقدام)، "پویایی" (فرآیندسازی اقدام) و "پایداری" ( معتبر بودن اقدام) باور داریم؟

از آنجا که واضح است حقوق، امری طرفینی و رابطه­ای دو سویه است و تعهد طرفین را بدنبال دارد، آیا با این نگاه، می­پذیریم که همواره باید در تمامی تعاملات با مخاطبان، "مسئله تعهد" یعنی یک ارتباط ارزشی و منطقی دو طرفه بین متولیان و مخاطبان حفظ شود و این تعهد در تمامی رفتارهای ما تسّری یابد و تناقض نداشته باشد؟ و آیا می‌پذیریم که در این مسیر، متولیان امر متقاعد شوند که حتی اگر فعالیت و حضورشان در مسیر اهداف جهاد تبیین باشد، اما "نگاهشان"، "فرهنگشان"، "دیدگاهشان" و "نیت شان" ویژگی لازم را نداشته باشد، محصول آنها چیزی جز بیهودگی نخواهد بود؟

آیا اصولاً به انجام فعالیت­ها و "پژوهش­های محتوایی فاخر" با برخورداری از ویژگی­های "علمی"، "پژوهشی"، "مستند" و "مستدل" در عمل ملتزمیم؟ به عبارت دیگر، آیا می­توانیم مرز میان جهاد "تبیین و تبلیغ" را از هم باز شناسیم؟

آیا در مقابله با عوامل "تهدیدزا و مخرب" دشمنان، به انواع "تجهیزات و ابزار آلات" و "روش­ها و شیوه­ها"ی عمل به منظور "فرصت سازی" در این جهاد مشرف و به آن مجهزیم؟

آیا ظرفیت­های لازم برای بهره­برداری از "منابع و سرمایه­ها"ی آشکار و پنهان را در متولیان و سازمان­های کارفرمایی مرتبط با حوزه دفاع مقدس ایجاد و آماده کرده ­ایم؟

آیا از نحوه استفاده و بکارگیری ظرفیت­های "غیر رسمی، غیر دولتی" که می­تواند نقش مهمی را در جهاد تبیین ایفا کنند، باخبریم و جایگاه و نقشی برای حضور مؤثر آنها قائلیم؟ به عبارت دیگر، آیا از ظرفیت لازم مدیریت و کارگردانی بازیگران و نقش پذیران عرصه­های گوناگون برخورداریم؟

آیا "مقدس بودن" "دفاع" می تواند استفاده از "هر ابزار و روشی" را برای نشان دادن "تقدس" آن در جهاد تبیین "توجیه" نماید؟

و آیا ...  

نتایج آسیب شناسی

در پاسخ به پرسش های بالا می توان اینگونه نتیجه گرفت که باید پذیرفت تاکنون با نسل جدید مخاطبین صرفا بر اساس مسائل عاطفی، هیجانی و احساسی جنگ (که در جای خود لازم است) گفتگو کرده ایم، در حالی که نسل امروز به دنبال منطق و استدلال است و ما باید با این زبان با او تعامل کنیم. بنابراین آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم، کاربرد روحیه جهادی در یک امر منطقی و استدلالی است. ما باید بر کاربرد مفهوم جهاد در تبیین دفاع مقدس تاکید کنیم.

به این ترتیب، با توجه به نتایج و آثار طرح ها، برنامه­ها، اقدامات و بررسی شواهد و قرائن موجود، می­توان دریافت که با وجود زحمات دست اندرکاران و اظهارات فراوان و شعارها، موضوع جهاد تبیین دفاع مقدس در عمل، در اولویت نبوده و نوعی احساس بی نیازی به آن مشاهده می­شود. چنین وضعیتی با توجه به خروجی­های ضعیف، بیانگر نوعی "بحران هویت و موجودیت" در موضوع جهاد تبیین در حوزه دفاع مقدس شده است.

اصول راهنما در جهاد تبیین دفاع مقدس

با توجه به آنچه بیان گردید، جهاد تبیین در دفاع مقدس به عنوان یک فریضه قطعی و فوری با هدف روشنگری می تواند تاریخ ساز، ماندگار، اثر گذار و تحول بخش باشد. موفقیت در این امر و دست یابی به این هدف والا در گرو اقدام در چهارچوب اصول راهنمای زیر است:

اصل اول: حقیقت جویی و حقیقت گویی

ارزش حقیقت برای بشر بسیار بالاست. می توان مقوله ی حقیقت را مقوله ی «دانایی» یا مقوله ی «دریافت واقعیّت جهان» هم بنامیم، چرا که معنای دانایی غیر از آگاهی و رسیدن به جهان و درک کردن جهان نیست. به همین جهت در انسان گرایش به کشف واقعیّت ها آنچنان که هستند و درک حقایق اشیاء و دریافت جهان هستی و اشیاء آن، آنچنان که هستند، وجود دارد. حسی که می توان آن را به نام «حسّ حقیقت جویی» یا «حسّ کاوش» و یا «حقیقت پژوهی»  مطرح کرد.

از سوی دیگر حقیقت گویی به معنای راست گویی و صداقت، فضیلتی اخلاقی و نقطه ی مقابل آن یعنی کتمان حقیقت، یک رذیلت است. از این رو آوردن دلایل و مطرح کردن ادعاهایی از جمله زیر عنوان مصلحت برای کتمان حقیقت وجهی اخلاقی به آن نمی بخشد؛ چنانکه دروغ مصلحت آمیز همچنان فعلی غیراخلاقی است و قید مبهم و کشدار «مصلحت» قادر به رفع قبح اخلاقی آن نیست. اخلاقی به شمار آوردن کتمان حقیقت و دروغ به بهانه ی مصلحت از جمله برآمده از خلط میان مفاهیم نظریِ «حق» و «اخلاق» است. با این وصف، وظیفه ی اخلاقی پژوهشگر ابراز حقیقت است و نمی توان از وظیفه ی اخلاقی «کتمان حقیقت» و پنهان کردن آن دفاع کرد.

عرصه جهاد امروز یعنی تبیین درست و علمی حقایق دفاع مقدس متناظر با زمان وقوع آن با منطق قوی، سخن متین، عقلانیت کامل، زینت عاطفه، عواطف انسانی و مجهز به فکر و آگاهی های فراوان و به کارگیری اخلاق در جهت خنثی کردن وسوسه‌های دشمن که به منظور در ابهام نگه داشتن افکار و رها کردن اذهان مردم بخصوص جوانان است.

این اصل با برخورداری از ویژگی هایی چون: راست گویی، صداقت داشتن، غلو نکردن، دروغ نگفتن، تحریف نکردن، سونگری نداشتن و جانبدارانه برخورد نکردن از طریق حذف تعلقات، می تواند امید تعمق در تبیین حقایق دفاع مقدس را فراهم سازد.

اصل دوم: علمی و عقلانی بودن (عقلانیت)

این اصل با برخورداری از ویژگی هایی چون شناخت دقیق، فکر صحیح، روشمندی تحقیقی، استدلال کافی، استنادات لازم و معتبر و رعایت قواعد معین و پذیرفته شده علمی، تاکید بر تبیین دفاع مقدس در این چهارچوب دارد. این امر در نقطه مقابل اعمال احساسات، عواطف، توهمات و مانند اینها قرار دارد که تبیین گری دفاع مقدس را برای تبیین خواهان صادق آن مورد خدشه قرار می دهد.

بنابراین جهاد تبیین دفاع مقدس با تکیه بر این اصل که بیانگر عقلانیت و روشمندی علمی تبیین آن است، مخاطب آگاه تبیین خواه خود را مجاب ساخته و اقناع می نماید که با طیب خاطر بپذیرد: "از اول تا آخر، مسئله دفاع مقدس یک پدیده عقلایی و یکی از عقلانی ترین حرکات ملت ایران بود."[1]

اصل سوم: جامعیت و جامع نگری

از مهم‌ترین اصولی که در تبیین دفاع مقدس و پاسخ‌های تبینی بر آن استوار گردیده، اصل جامع‌نگری است. این اصل می‌گوید، پاسخ‌گوی سؤالات و شبهات دفاع مقدس باید جامعیت لازم را در گستره مخاطب، ابعاد وجودی مخاطب (شامل بُعد بینشی، عاطفی و رفتاری) سطوح پاسخ‌گویان، ابعاد مادی و معنوی پاسخ‌گویان، همچنین نوع پاسخ، کیفیت پاسخ‌گویی، اصول و روش تبیین، و نیز همه ابعاد تبیین را منظور کند. در این صورت تبیین ها نباید مقطعی و موردی و برای رفع تکلیف بوده و به یک بعد از ابعاد مسئله توجه کند. شیوه جهادی تبیین دفاع مقدس باید به گونه ای باشد که در پاسخ مخاطبان از جنبه‌های مختلف پاسخ و پرسش‌گر غفلت نکند و به گستره پرسش‌گران با سطوح مختلف و نگرش‌های مختلف توجه نماید. این اصل می‌تواند به توانمندی تبیین گران و متولیان امر در این جهاد بزرگ مدد رساند. بنابراین در تبیین عمومی موضوع دفاع مقدس نگاه بخشی و گزینشی به ابعاد و موضوعات نفی و نهی شده و تاکید می شود که  تبیین دفاع مقدس باید نگاهی جامع داشته باشد و این نگاه را باید همواره به عنوان اصلی اساسی در این جهاد، مراعات نمود.

 اینکه در معارف دفاع مقدس به جهت مصالح مختلف به همه ابعاد تبیین توجه نکنیم و یکسونگر باشیم، هشداری است که باید بدان توجه نمود. برخورد گزینشی، یکسو و یکجانبه نگری و نگاه بخشی به معارف دفاع مقدس مورد نقد است و آثار زیانباری برای کشور دارد و لذا نباید برخی حقایق را پذیرفته و برخی را رها کرد.

همچنین، توجه به سطوح مخاطبان از مواردی است که باید منطبق بر اصل جامع‌نگری اتفاق افتد. رهاکردن سطوح عامه به بهانه تلاش علمی و از طرفی بی‌توجه به نکات و دقایق علمی به بهانه ساده‌گویی مسئله‌ای است که مورد توجه باید قرار گیرد. بنای تبیین دفاع مقدس باید توجه به همه سطوح عقلی و فکری مخاطبان باشد؛ لذا هم برای عامه مردم بیان و استدلال‌های ساده می‌آورد و هم برای نخبگان استدلال‌های پیچیده‌تری را بیان می‌کند. از اینرو، زنان، مردان، کودکان، بزرگسالان، نحبگان، عامه مردم و افراد در حِرَف و پیشه‌های مختلف مورد توجه جهاد تبیین دفاع مقدس هستند.

گاهی به همه ابعاد توجه نمی‌شود. توجه یک‌جانبه و بخشی به حوزه معرفتی صرف، یا غلبه بعد عاطفی بدون توجه به حوزه شناختی یا تمرکز بر بُعد رفتاری بدون مدنظر قرار دادن دوحوزه دیگر، مسیر تبیین  را به انحراف کشانده و نمی‌تواند مقصود و هدف جهاد را محقق سازد. لذا توجه به ابعاد مختلف بینشی و عاطفی و رفتاری، همه و همه در تبیین مهم است.

نکته دیگر اینکه در روش‌ها نیز باید چنین جامعیتی منظور گردد. ممکن است در یک پاسخ چند روش با هم مورد توجه قرار گیرد یا برای گزینش یک روش مناسب همه روش‌های مورد نظر محک بخورد. آنچنان که معلوم است در شیوه‌ها و روش‌های بیان معارف و حقایق دفاع مقدس نیز باید جامعیت لازم را لحاظ نمود و از همه ظرفیت‌های روشی بهره برد.

به این ترتیب، روشن می شود که جهاد تبیین امری پیچیده است که ابعاد و عناصر گوناگونی در آن تاثیر گذارند. نگرش متوازن به همه جوانب و ملاحظه تمام ابعاد در سطوح متفاوت، درک این پیچیدگی را آسان نموده و حل آن را ممکن می سازد. در حقیقت جهاد تبیین با این اندیشه، سبک و سیاق جدیدی از این رویکرد را عرضه می سازد. رویکردی که دارای ماهیتی راهبردی، فرابخشی و ملی با خصلتی محلی و در نسبتی معنی‌دار با سایر طرح‌ها و برنامه هاست. به همین جهت، توجه به موضوعات گوناگون، جامع نگرانه و چند لایه در زمان های متفاوت باید در دستور تحلیل و تبیین جامع نگرانه دفاع مقدس  قرار گیرد.

لذا، مادامی که خوانش جامع، همه جانبه، یکپارچه و متوازن نسبت به کلیت اهداف و نتایج مورد انتظار جهاد تبیین در دفاع مقدس صورت نگیرد، امید موفقیت در دست یابی به اهداف این جهاد نخواهد یافت.

اصل چهارم: جذابیت

این اصل با برخورداری از ویژگی هایی چون: تاکید بر ابداع، نوآوری و هنرمندی در خلق اثر و تنوع در عرضه محصولات و تولیدات محتوایی فاخر مطابق با ذائقه های متنوع مخاطب جستجوگر حقیقت خواه و حقیقت جوی آگاه است. به این ترتیب حقیقت ناب دفاع مقدس را به عنوان اصلی ترین سرمایه خویش مورد توجه قرار می دهد و از این رو لزوم جستجوی راه کارهای افزایش ایجاد جذابیت در چگونگی تبیین دفاع مقدس را به عنوان یک فرصت گرانبها مورد تاکید می داند.

به این ترتیب، ازآنجا که مقوله تبیین در مفهوم ذاتی و درونی خویش طبعا ساز‌و‌کارهای نو را می طلبد، لذا تغییر و تحول اساسی در عرضه تولیدات کم اثر، امری الزامی و ضرورتی انکار ناپذیر قلمداد می شود. به عبارت دیگر، تعامل با نسل نو و افزایش تمایل او برای درک حادثه بزرگ دفاع مقدس نیازمند خلاقیت و نو آوری در شناسایی راه کارهای افزایش میزان جذابیت آثار تبیینی در این جهاد است.

نکته ای که نباید از خاطر دور داشت اینکه نسل امروز بویژه جوانان به دنبال جذابیت و تبیین نیکو هستند. بنابراین جهاد تبیین دفاع مقدس باید با ایجاد جذابیت های بیشتر بر دایره مخاطبان خود روز به روز بیفزاید. در این مسیر می‌توان با استفاده از سینما، ادبیات، شعر، تئاتر و نظایر آن و بطور کلی مسائل هنری براحتی و با جذابیت های بیشتری تبیین درست دفاع مقدس را به نسل های فعلی و آینده این مرز و بوم بازگو کرد، بطوریکه این تصویر برای نسل ها گویا و مانا  نگه داشته شود.

اصل پنجم: انصاف

انصاف در یک نگاه کلی و ماهوی یک فضیلت اخلاقی نفسانی است که برخاسته از وجدان و عقل آدمی است. انصاف به رعایت حق، مساوات و برابری در رفتار با دیگران یا موضوعات، مطابق با عدالت، در پرداخت حقوق مردم بدون اعمال تبعیض اشاره دارد. لذا به لحاظ همین خصلت حق‌جویی و حق‌طلبی است که در اسلام جایگاه والایی دارد و یکی از مهم‌ترین دستورات دینی و اخلاقی مورد تاکید به شمار می رود. 

مهم ترین مورد رعایت انصاف در مقام قضاوت کردن در تمامی موارد و شؤونات زندگی اجتماعی می‌باشد؛ به عنوان کسی که باید جز حق و حقیقت، چیز دیگری را منظور ندارد. اما اگر تحت تاثیر عوامل مختلف و یا به خاطر جانبداری و سونگری، یا تعصبات، تعلقات و یا حتی منافع شخصی و یا حمیت سازمانی  به یک جهت متمایل شود، مسلّماً از مسیر عدالت و انصاف منحرف شده و به همین جهت از عواقب انحراف از مسیر حق و انصاف‌ورزی برحذر داشته شده است.

انصاف را در مقابل عصبیت، مذموم قرار داده‌اند؛ از این‌رو انسان منصف کسی است که در رفتار و قضاوت‌هایش از تعصب بی‌جا نسبت به خود، وابستگان و دوستان، سازمان یا موضوعات مرتبط پرهیز کند و حقوق دیگران را ضایع نکند.

بنابراین، انصاف به عنوان یک اصل مهم در تحلیل و تبیین دفاع مقدس بدین معناست که به نفع مصالح و منافع مردم و کشور از تعصب یا حمیتی که به کسی یا سازمانی داریم دست برداریم. در این صورت ملاک داوری مان در تحلیل و تبیین نه بر مبنای سلیقه یا نظر شخصی، بلکه بر مبنای حق و عدالت باشد. لذا مهم تریم ویژگی های رعایت انصاف در جهت حق و عدالت را می توان توجه به زمانمند بودن حادثه دفاع مقدس دانست. بر این مبنا، قضاوت و تحلیل و تبیین ما در مورد اشخاص، طرح های عملیاتی، عملیات ها، رویکردها، راهبردها، تصمیمات، ظرفیت های سیاسی، پیش روی ها و عقب روی ها و... مبتنی بر مقدورات دانشی، تجربی، تجهیزاتی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و نظیر آن در زمان وقوع دفاع مقدس صورت می گیرد. در این صورت است که تبیین و تحلیل بر مبنای قضاوت امروز، تعصبات احتمالی تبیین گر، تعلقات و مطلوبات او انجام نمی شود.

 با رعایت انصاف است که حقیقت آشکار می شود؛ بر عکس آنکه چنانچه بی‌انصافی در تحلیل و تبیین باشد، کتمان حقیقت صورت می گیرد. با رعایت انصاف در چهار چوب اصول است که نقد منصفانه، نقدپذیری متواضعانه، نقد و انتقاد متقابل صورت می گیرد. لذا می توان حتی در جایگاه پژوهشگر جنگ و تبیین گر در جهاد تبیین دفاع مقدس به نقد منصفانه (به عنوان یک عمل دوستانه، نه خصمانه) پرداخت. در چنین صورتی و چنین زبان گفتگو و بیان و گفتمانی است که مخاطب صادق ما به راستی و حق گویی و انصاف ما اعتراف و تبیین ما را از دفاع مقدس می پذیرد. در نتیجه از اثرگذاری مطلوب برخوردار بوده و در راستای هدف مورد نظر جهاد تبیین دفاع مقدس گام برداشته ایم.

کلام پایانی:

طی کردن راه سخت و دشوار جهاد تبیین دفاع مقدس مستلزم آمادگی مواجهه با دو نیروی بازدارنده و پیش برنده است:

نیروهای بازدارنده، یا مانع و مخل عبارت است از مواجه با شکست­های احتمالی، سردرگمی­های موضعی، روبرو شدن با سرعت گیرهای راه، حتی توسط برخی دوستان و همرزمان دیروز و دشمنی دشمنان با تمام قوا که باید آمادگی تعامل با آن را داشته باشم.

از سوی دیگر، در این مسیر سخت با نیروهای پیش برنده، مشوق، مقوم، محرک و شتاب دهنده روبه رو هستیم که عبارت است از نیروهایی که با استمداد از عواملی چون توسل، توکل، اعتماد به هدایت الهی در برابر پندارهای منفی، امید به آینده، خوش بینی، نیت رضای خدا، استمداد از شهدا، عشق به ادای تکلیف، اتحاد و اراده جمعی یکپارچه و تلاش مستمر، عقلانیت و تدبیر، جسارت و ریسک پذیری، عبرت (نه حسرت) و افزایش قدرت تحمل و بالا بردن ظرفیت خود حاصل می شود.

ما امروز بیش از هر چیز نیازمند تقویت و ارتقاء‌بخشی نیروهای پیش برنده و شتاب دهنده برای خنثی سازی نیروهای بازدارنده در جهاد تبیین دفاع مقدس هستیم.   

 

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار