کد خبر: ۴۸۷۷۳
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۷
طرح‌هایی که اخیرا توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حوزه آموزش و پرورش مطرح شده، اگر چه ظاهرا در پی عدالت آموزشی است اما عملا و در اجرا به انحصارگرایی آموزشی خواهد انجامید.

به گزارش آرانیوز(حوزه مجلس) طی چند روز اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حوزه تصویب و ارائه طرح ها برای تغییر و تحولات در آموزش و پرورش فعال بوده اند و حداقل دو طرح نمایندگان موجی از ابهام و سوال و نقد و نظر را به همراه داشته است. یکی از آنها طرح یک فوریتی بود که ۵۷ نماینده مجلس با عنوان «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور» ارائه کردند که طبق این طرح آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی اختیاری و از محیط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌های آزاد سپرده می‌شود.

دومین طرح، طرح تنظیم برخی از مقررات مالی، اداری و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش بود که به تصویب رسید. این طرح کمی پیچیده تر است اما چند تن از اعضای کمیسیون تحقیقات مجلس یکی از اهداف این طرح را کاهش تنوع مدارس ذکر کرده اند و به صراحت گفته اند آموزش و پرورش باید مدارس را به دو صورت دولتی یا غیردولتی اداره کند و حتی به صراحت از حذف مدارس سمپاد، نمونه دولتی، هیئت امنایی و... سخن گفته اند.

خاستگاه هر دو طرح نیز از نظر کارشناسی خاستگاهی معقول است. درباره طرح اول با توجه به اینکه خروجی دانش آموزان از دبیرستان به یادگیری زبان انگلیسی در حد یک مکالمه ۵ دقیقه‌ای نمی‌انجامد و آمار درصد پایین زبان در کنکور سراسری یکی از ملاک های مشخص برای ناکارایی آموزش زبان در مدارس است، به نظر می رسد نمایندگان مجلس به قدر کافی بهانه برای ارائه یک طرح دارند.

درباره طرح دوم نیز استدلال این است که در هیچ کجای دنیا این میزان تنوع مدارس (۲۴ مدرسه) وجود ندارد و آموزش به دو بخش تقسیم شده است که کسانی که پول دارند به مدارس غیردولتی و یا دولتی خاص می روند و کسانی که پول ندارند به مدارس دولتی و شکاف عمیق موفقیت دانش آموزان در کنکور در مدارس دولتی و دیگر مدارس، این طرح را نیز موجه جلوه می دهد؛ اما....

اگر کسی پیگیر مسائل آموزش و پرورش کشور باشد، دیدی جامع نگر و کل نگر درباره قضایای آموزش و پرورش داشته باشد و بتواند از تمام جوانب به این دو طرح که آموزش و پرورش را نشانه رفته است نگاه کند متوجه می شود، هر دوی این طرح ها بیش از کمک به آموزش و پرورش به این سیستم و دانش آموزان آسیب خواهد زد مگر اینکه اهداف نهایی پشت این طرح ها کمک به خصوصی شدن در آموزش و شکاف هر چه بیشتر میان سطح ارائه خدمات به دانش آموزان و در دیگر نگاه افت بیش از پیش کیفیت آموزش در مدارس باشد؛ اما چرا؟

درباره طرح اول هر چند بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌گویند آنها کلیات این طرح را امضا کرده اند که رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی است و صحبت در این مرحله تبصره های آن مانند سپردن آموزش به آموزشگاه های زبان نیست اما در نهایت این طرح تبصره هایی دارد که از اصل آن مهمتر به نظر می رسد و بنا بر آن باید گفت در صورت قانون شدن این طرح نمایندگان مجلس شورای اسلامی به جای حل مساله عملا به سمت حذف صورت مساله حرکت کرده اند. اینکه طرح درس زبان انگلیسی در مدارس کارآمد نیست و یا دانش آموزان رغبتی به فراگیری زبان در مدرسه ندارند و انحصار زبان انگلیسی در مدارس وجود دارد، واضح است اما به جز اجرای اصل طرح که شکستن آموزش زبان انگلیسی در مدارس است، هر تبصره دیگری به آن اضافه شود به دلایل زیر بیشتر آسیب رسان است:

۱- درباره اصل طرح باید گفت اجرای آموزش زبان به صورت اختیاری و گسترده در مدارس به جز زبان انگلیسی به زیرساخت هایی نیاز دارد، چون تامین نیروی انسانی، رغبت و تمایل شمار زیادی از دانش آموزان برای آموزش یک زبان دیگر، طراحی شرح درس برای آن و ایجاد زیرگروه زبان های خارجی دیگر در سازمان پژوهش و... . عملا با قانون شدن اصل طرح به دلیل نبودن زیرساخت های لازم برای آموزش دیگر زبان ها در آموزش و پرورش عملا به نظر می رسد راهی برای نمایندگان نمی ماند که تبصره های این طرح که شامل برون سپاری آموزش زبان است را نیز تصویب کنند.

۲- در حالی که این روزها همه کارشناسان، مسئولان آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس و... بر اهمیت مهارت آموزی در مدارس تاکید دارند، حذف یکی از مهمترین مهارت های زندگی در دنیای معاصر که فراگیری یک زبان بین المللی است با این هدف در تناقض است. خصوصا آنکه در این طرح ذکر شده ضروری نیست دانش آموزانی که برای کنکور قصدی ندارند زبان بیاموزند و عملکرد تحصیلی آنها افت کند؟ آیا آموزش و پرورش مسئول این است که تصمیم بگیرد آموختن زبان انگلیسی برای چه کسانی ضروری و برای چه کسانی غیر ضروری است و آیا این همان نگاهی نیست که کنکور را تقویت می کند؟ یعنی اگر شما برای رقابت در کنکور به زدن درصد بالای زبان نیاز دارید به کلاس زبان بروید و اگر نمی خواهید کنکور بدهید نیازی به فراگیری زبان ندارید؟ آیا زبان انگلیسی در این طرح لزوما یک طرح درس دیده شده است و نه یک مهارت ضروری؟

۳- گفته شده دانش آموزان باید به سمت آموزشگاه هایی هدایت شوند که مجوز خود را از آموزش و پرورش گرفته اند، این در حالی است که برای گرفتن مجوز تاسیس مرکز زبان از آموزش و پرروش قوانین خاصی وجود دارد و این بیشتر به رانتی که ظاهرا همه این روزها علیه آن در حوزه کنکور سخن می گویند، می انجامد.

۴- چه کسی تضمین می دهد در روستاها، مناطق محروم و... این مراکز تاسیس شود یا حتی با کیفیتی باشد که در پایتخت و مراکز استانهاست؟

۵- چه تضمینی وجود دارد با این طرح دانش آموزان به سمت فراگیری زبانی به جز زبان انگلیسی راغب شوند و یا فراگیری آنها بالاتر برود؟

۶- تکلیف این تعداد معلم زبان انگلیسی که در استخدام آموزش و پرورش هستند چه می شود؟ آیا آنها هم باید بروند درس دیگری بدهند؟

۷- اینکه در این طرح ذکر می شود آموزش زبان در مدارس ناکارآمد است و در موسسات آزاد موفق تر است، عملا این سوال را ایجاد می کند که پس هر درسی که تدریسش خارج از محیط مدرسه کارامدتر است باید از مدرسه خارج شود؟ در این صورت آیا آموزش هنر در بیرون از مدارس کارآمدتر نیست؟ آیا آموزش تربیت بدنی در خارج از مدرسه کارآمدتر نیست؟

۸- در نهایت اینکه در این هزینه کردن برای آموختن زبان به عهده دانش آموزان است و بار مالی آن از دوش آموزش و پرورش برداشته می شود. در صورتیکه این امر کاملا واضح است که شمار کثیری از اولیا توان تامین هزینه کلاس زبان فرزندان خود را ندارند آیا این طرح به همان ایجاد شکاف میان طبقه غنی و فقیر نمی انجامد؟ آن هم در حالیکه آموختن زبان یکی از پارامترهای مهم رشد در جامعه امروز است که تنها فراگیری زبان بین المللی می تواند مرز ارتباطی را میان جوامع بردارد.

۹- آیا با تصویب این طرح، راه برای شمار زیادی از طرح های دیگری که با همین استدلال به سمت خصوصی سازی آموزش می روند بار نمی کند؟

۱۰- اینکه آموزش و پرورش نهادی است با داشتن انواع سازمان ها، معاونت ها و حتی شورای عالی آموزش و پرورش، این طرح که از سوی نمایندگان مجلس ارائه می شود، نادیده گرفتن این نهاد گسترده نیست؟ و یا مهر تاییدی بر ناکارآمدی نظام تعلیم و تربیت کشور که در همه این سال ها ظاهرا نتوانسته است از دل خود به اصلاح امور از جمله کارامدکردن آموزش زبان انگلیسی دست بزند!

۱۱- عدم فراگیری درست زبان انگلیسی در مدارس را تنها نمی توان به ناکارآمدی طرح درس در مدارس ربط داد. گرچه گرامر محور بودن این درس، تعداد ساعات پایین آموزش، شروع آن از دوره دبیرستان و... از آسیب های جدی عدم فراگیری دانش آموزان است اما واقعیت دیگر این است که اگر کسی به صورت مرتب به کلاس های فراگیری زبان در موسسات معتبر زبان هم برود، وقتی وقفه ای این میان رخ می دهد فراگیری از دست می رود چرا که یکی از دلایل مهم سطح پایین سواد زبان بین المللی در کشور ما در همه سطوح این است که در زندگی روزمره ما نیازی به استفاده از زبانی غیر از فارسی نمی بینیم و همه می دانند که یادگیری زبان منوط به این است که یا از سنین کودکی به عنوان زبان دوم فراگرفته شود یا باید فرد در محیط در معرض آن زبان و اجبار یادگیری قرار بگیرد.

۱۲- در نهایت اینکه این طرح بر هر چه بیشتر طبقاتی شدن آموزش به معنای کلان در کشور کمک خواهد کرد.

ابهامات بیشتر برای طرح دوم

اما درباره طرح دوم ابهامات و اما و اگرها بیشتر است و به صورت اجمالی این ابهامات مطرح است:

۱- عموما هر کدام از مدارس خاص دولتی از شاهد تا نمونه مردمی و سمپاد دارای مصوبه هستند. به طور مثال اساسنامه مرکز ملی استعدادهای درخشان همین دو روز گذشته توسط رئیس جمهور امضا شده است. حال که صحبت از این می شود که این مدل مدارس باید حذف شوند، سوالی که پیش می آید این است که تکلیف مصوبه های قبلی چه می شود؟

۲- اینکه مشخص نیست مدارس خاص دولتی اگر قرار باشد حذف شوند آیا باید تبدیل به مدارس دولتی شوند یا می توانند به مدرسه غیردولتی تبدیل شوند؟

۳- در اکثر کشورهای دنیا بر خلاف نظر نمایندگان مجلس برای حداقل دو طیف کودکان استثنایی مدارس خاص وجود دارد. برای کودکان سرآمد هوشی و کودکان دارای معلولیت های جسمی و ذهنی.

۴- برای برقراری عدالت آموزشی بود که مدارس روستایی و عشایری تاسیس شد، پس حذف این مدل مدارس نیز که در این تنوع ذکر شده است نمی تواند مد نظر قانون گذار قرار بگیرد.

۵- مدارس شاهد یکی دیگر از مدل های مدارس خاص دولتی است که این مدارس نیز بنا به نیاز جامعه و توجه به فرزندان جانبازان و ایثارگران شکل گرفته است.

۶- در حال حاضر تمام مدارس خاص کشور زیر مجموعه مدارس دولتی محسوب می شوند و مشخص نیست منظور از این طرح که مدارس یا دولتی باشند و یا غیردولتی دقیقا چیست؟

۷- مدارس خاص، مدارس دولتی هستند که تنها تفاوت آنها با مدارس دولتی این است که حق دریافت شهریه را دارند و همین دریافت شهریه و البته برخی آزادی های عملی که در ارائه برنامه های فوق برنامه دارند که باز هم به خاطر این است که دستشان در هزینه کردن باز است، جایی است که باعث ایجاد شکاف آموزشی شده است و این در حالی است که دولت حتی سرانه مدارس دولتی را نیز نمی تواند پرداخت کند. از شکل خاص درآمدن این مدارس در صورتی که دولتی شوند گرچه ما را به اجرای اصل سی قانون اساسی نزدیک می کند اما با توجه به واقعیت های موجود اعتبار و بودجه آموزش و پرورش به نظر نمی رسد مجلس دولت را در این موقعیت قرار دهد که بار مالی آن افزایش پیدا کند برای همین بیراه نیست اگر منظور نمایندگان مجلس شورای اسلامی را این بدانیم که آموزش و پرورش اعلام کند تمام مدارس خاصی که شهریه قانونی دریافت می کنند زیر مجموعه مدارس غیردولتی قرار بگیرند. در این صورت آیا ما به سمت پر کردن شکاف غنی و فقیر کمک کرده ایم یا افزایش آن؟

۸- هنوز مشخص نیست که آموزش و پرورش چه نقشی در ارائه این طرح داشته است و لازم است این مساله شفاف شود که آیا این خواسته آموزش و پرورش است یا طرحی تحمیلی به آموزش و پرورش؟

۹- این طرح در صورت نهایی شدن قطعا به خصوصی آموزش بیش از پیش دامن می زند و هر چه بیشتر ما را از اصل سی قانون اساسی دور می کند.

خبرگزاری مهر در روزهای آتی ابعاد این دو طرح را بیشتر مورد بررسی قرار خواهد داد.

 

 

 

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار