يکشنبه ۰۳ تير ۱۳۹۷ -June 24 03: 50: 29 2018
کد خبر: ۳۵۴۴۱
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۱
از روزي كه انگليسي ها، رشته هاي نفت را در لابه لاي بيابان هاي خوزستان بافتند و به فرموده ملكه، هندي ها بنگله ها را ساختند و قريب ٤٠ هزار نفر در روستاي نفت سفيد ساكن شدند تا امروز كه صنعت شهرهايي چون هفتكل، مسجد سليمان و نفت سفيد به خاك سياه بنشستند، زمان درازي نمي گذرد. آن اندازه كه پيرها هنوز مي توانند خاطراتي بگويند و جوان ها در گوشه ذهنشان يادگارهايي دارند.

به گزارش آرانیوز، محمد مالي، نفت سفيد، رويايي بود در هفتاد كيلومتري مسجدسليمان و سي كيلومتري هفتكل كه دو دهه پس از اين شهرها به نفت دچار شد. روياي نفت سفيدي ها با برآمدن خورشيد مي آغازيد و با غروب آن، اين شعله هاي سركش بود كه حتي آغل هاي اين روستا تا كوره راه هاي منتهي به عنبر را روشن مي ساخت. حالا اما از آن روزها زمان زيادي نمي گذرد، نفت سفيد با همه غرور معاصرش تنها يك نام روي نقشه اي است كه مي خواهد يادآور سرنوشت تلخ نگاه صنعت محور باشد. آري صنعت، ضدّ شهر است و مبتني بر ديالكتيك بي رحمانه اي كه دارد، هويّت و مركزيت شهر را فرو مي كاهد و ناگهان شهر را از هم مي پاشد. لاجرم امروز، نفت سفيد تمام شد و نهايتاً مي تواند سوژه فيلم هاي تجربي كارگردان هاي جوياي نام و خبرنگاران جستجوگر باشد، اما سرنوشت و پايان ماجراي اين صنعت شهر، در اهواز، سوسنگرد و آبادان و ماهشهر در حال تكرار است.
همه حرف اما اين نيست، نامه التماسي يكي از نمايندگان استان در مجلس و پاسخ متكبرانه وزارت نفت با مضمون حواله شدن خاموشي صدها فلر نفتي سوزان در اطراف اهواز، آلوده ترين شهر دنيا را به آينده اي نامعلوم بنگريد.
شهر صنعت زده اهواز با ادامه چنين نگاهي در خوش بينانه ترين حالت به ده شهري متروك و خالي از سكنه در چند دهه ديگر مبدل خواهد شد. مگر نگاه صنعت محوري كه بر اهواز ما سايه انداخته و شهر ريشه دار جنوب را از محتوا تهي كرده و هويتي صنعتي و فاقد شاخص هاي فرهنگي و تاريخي بر آن غلبه داده را تغيير دهيم و البته اين يك پوست اندازي جدّي است و روشن است جرّاحي درد دارد و شجاعت مي خواهد. آيا شهري كه فرزندان خود را مي خورد اين فرصت را به نسل جوانش مي دهد كه آينده اش را از نو بنويسد؟
كافي است براي دريافت پاسخ اين پرسش، تاملي به درازاي سه دهه داشت و از ياد نبرد، گويِ سرنوشت و طومار تقدير اهواز در همين حوالي؛ پشت نيمكت مدرسه اي در عين دو، در صفوف نماز مسجدي در عامري، پياده رو پاساژ مرو، طبقه چهار ساختمان شهرداري مركز، كتابخانه دانشگاه شهيد چمران، راهروهاي زيرزمين استانداري و در دفتر يكي از روزنامه هاي محلي در امانيه، صيقل مي خورد و نوشته مي شود.
كافي است از اهواز چند دقيقه اي برانيم و نفت سفيد را ببينيم، همين.

انتهای پیام/
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار