تازه های خبری :
جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ -September 22 04: 07: 46 2017
کد خبر: ۲۶۲۲۵
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۸
یادداشتی به قلم ایرج مزارعی؛
حدود سه هفته پیش بود که در مطلبی کوتاه سعی کردم به تبارشناسی اختلافات قطر و عربستان با رویکرد ارضی و مرزی بپردازم. اما مجددا به جهت حساسیت و اهمیت بر آن شدم که روابط این دو کشور را از زاویه ای دیگر و با رویکرد سیاسی و امنیتی مورد کنکاش خود قرار دهم.
به گزارش آرانیوز، اختلاف دوحه و ریاض به نظر می آید که از عمق زیادی برخوردار است و شیوخ این دو کشور هر یک اهداف خاصی از مناقشه را دنبال میکنند. ظاهر امر این اختلاف این است که  این تنش با انتساب یک سخنرانی به امیر قطر شکل گرفته است. در حالی که اگر بر اساس رهیافت رئالیستی و  واقع گرایانه بخواهیم موضوع را مورد بررسی و کنکاش قرار بدهیم متوجه میشویم که این تنش صرفا بر آمده از یک سخنرانی و اعلام موضع نسبت به امیر قطر نبوده و فراتر از اینها میباشد.
این دو کشور مدتی است که علی رغم اشتراکات زیاد  تاریخی و فرهنگی و حتی استراتژیک دارای یک سری اختلافات راهبردی در منطقه بودند و در مسائل منطقه ای معمولا مواضع یکسانی نداشته  و در سیاست داخلی و خارجی با چالشهایی با  همدیگر مواجه بودند.
سیاسیت خارجی عربستان  اصولا بر اساس مدل هژمونیک بر  کشورهای عرب منطقه خلیج فارس و  تسلط بر شش کشور شورای همکاری خلیج فارس و رهبری آنها بنا نهاده شده است و  هر گونه نافرمانی این کشورها را نوعی سرکشی و  تضاد با خود میبیند.
اما  از طرفی دیگر قطر نیز  با درامدهای سرشار گازی و نفتی خود و رسانه  های تاثیرگذار  چون الجزیره  که خود امروزه به یک منبع قدرت بزرگ  در نظام بین الملل تبدیل شده است به قدرتی بیش از جغرافیای سیاسی  خود دست پیدا کرده است و از این طریق حوزه امنیتی خود را فراتر از ظرفیت و پتانسیل های خود توسعه و گسترش  داده است.
بر اساس سیاست هژمونی ریاض در کشورهای حاشیه خلیج فارس انتظار  عربستان  از قطر  نیز مانند سایر کشورها ی شورای همکاری چون بحرین، کویت، امارات، عمان و مصر میباشد و رویکرد سیاست خارجی عربستان بر این بنا نهاده شده است که تمام این کشورها باید همه مقدرات کشور خود را در اختیار ریاض قرار بدهند و از انها دنباله روی کامل  و محض داشته باشند.
و بر اساس مدل پیشنهادی آنها سیاست خارجی خود را تنظیم کنند و هر جا که غیر از این است عملا به تنش با آن کشور مبادرت کرده اند، که این کار را از یمن شروع کردند و اکنون با قطر ادامه دادند و تکلیف خود را البته  با ایران از سالها قبل مشخص کردند و شروع به نافرمانی سیاسی با ایران شدند  هر چند نمیتوان ظرفیت این دو کشور و قدرت همه جانبه ایران را با عربستان مقایسه کرد.
البته به نظر میآید که در آینده نزدیک شاهد برخورد یا رویارویی سخت در منطقه  بین این کشورها نخواهیم  بود چرا که این کشور به علل متغییرهای چون   مشکلات  داخلی، نبود دموکراسی ، نارضایتی مدنی مردم، اختلاف شیوخ با یکدیگر،  و درگیریهایی قومی در خود  از مسایل و مشکلات عدیده ای رنج میبرد و عملا قدرت عرض اندام چندانی در اقدامات عملیاتی و تهاجمی نخواهند داشت.
 نگاهی به کارنامه سعودی ها در دو دهه اخیر نیز نشان می دهد آنها وارد هر وادی  و موضوعی که شدند مجبور شدند آنرا با خسارت ترک کنند. نمونه آن را در سرمایه گذاری های آنهادر عراق بعد از سقوط صدام و سوریه و لبنان و یمن و سایر کشورها میبینم.
بنابراین حرکت سعودی ها در باره قطر به یک دستاورد مهمی برای آنها منجر نمیشود چرا که به جهت ثروت نفت و گاز فراوان قطر،  متحدان آن  اجازه دخالت بیش از حد به  عربستان در امور  داخلی قطر را نخواهند داد و احتمالا با واکنشهایی عربستان را وادار به عقب نشینی در قطر  خواهند کرد .
در پایان باید گفت که  از بین سناریوهای صلح آرام، آشتی سریع و برگشت به حالت اولیه تا بدترین حالت و بروز  ان یعنی جنگ و اشغال قطر توسط عربستان ، به نظر نمی رسد که در آینده نزدیک شاهد  هیچ کدام از این ها باشیم، بلکه احتمال بیشتر حالت بین جنگ و صلح،  میان این دو کشور خواهیم بود. هر چند که سیاست خارجی عربستان از ان انسجام  و پختگی  لازم  برخوردار نیست و همیشه بدور از  عقل و دور اندیشی بوده و از این رو پیش بینی رفتار آنها سخت است. فلذا  همین شرایطی  را که این روزها شاهد آن هستیم  طی هفته های آینده  نیز شاهد ان هستیم و در نهایت با پادرمیانی برخی کشورها که خواستار حفظ ظاهر یکپارچه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس  هستند با اندکی عقب نشینی در دو طرف اوضاع به حالت شبه عادی و نه عادی بر گردد.

"دکتر ایرج مزارعی "
کارشناس روابط بین الملل
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار